مرتضى مطهرى

169

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

در حرفهاى ملا صدرا خيلى وارد بود پافشارى كرد و گفت : نه ، همين جور است « 1 » ، ولى حرف قانع كننده‌اى نداشت به ما بزند . آخرش با عصبانيت ما را طرد كرد و گفت برويد صفحهء اول منظومه را بخوانيد . ولى ما به اين حرف قانع نشديم ، تا بعد خودمان ديديم كه ملا صدرا همين مبحث را در جاى ديگر طرح كرده و در آنجا اين دليل را با كمال صراحت رد كرده و گفته است كه اساسا اين حرفها بىاساس است ، و همان حرفى را كه ما به آن رسيده‌ايم خود او در آنجا گفته است . بعد فهميديم كه يا در آن اوايل كه اسفار را مىنوشته است خودش به اين مطلب توجه نداشته است و يا ممكن است اين حرف را بر مبناى قوم زده باشد همانطور كه خودش گاهى تصريح مىكند به اينكه ما در اوايل حرفهايى را روى مبناى قوم مىگوييم و خودمان هم به آن اعتقاد نداريم ، براى اينكه مبتدى حالا بايد اينها را روى همين مبانى ياد بگيرد تا بعد در آخرها با اين حرفها آشنا بشود و ما حرف خودمان را در آن آخرها بگوييم . ولى كار حاجى عجيب است . حاجى مطلب را بيش از اين جدى گرفته است ، يعنى اين حرف ملا صدرا را در اينجا ديده و آن را قبول كرده است ، آن وقت آن حرف ملا صدرا را در آنجا كه ديده هى مىخواهد آن حرف را رد كند . خيلى هم در آنجا ( در حاشيهء اسفار ) تلاش بى خود مىكند ، كه هيچ كس هم حرفش را قبول نكرده است . به هر حال ما حالا از حرفهاى خودمان و از اصالت وجود صرف نظر مىكنيم و اين دليلى را كه گفته‌اند تقرير مىكنيم . اينها گفته‌اند اگر واجب الوجود ماهيتى داشته باشد و وجودى ، لازمه‌اش اين است كه ماهيتش معروض وجود باشد و وجود ، عارض ماهيت . حال كه وجودش عارض ماهيتش است پس وجود او عرضى ماهيت است پس معلّل است ( چون ذاتى معلل نيست ، عرضى است كه معلل است ) ، پس علت مىخواهد . علتى كه نسبت بين اين وجود و ماهيت را برقرار كرده است چيست ؟ از دو شق بيرون نيست : يا علت بيرون از ذات واجب است ، كه اين با وجوب وجود سازگار نيست و امرى

--> ( 1 ) . ملا صدرا حرفهايش خيلى پراكنده است ؛ يعنى گاهى در يك جا يك حرفى زده است و در جاى ديگر آن حرف را رد و باطل كرده است ، و گاهى حرفى زده است روى مبانى قوم نه روى مبناى خودش بدون اينكه اشاره‌اى به مبناى خودش بكند . اسفار هم خودش يك درياست . حتى استادهايى كه سالها آن را تدريس مىكنند ، از اينكه بتوانند اين حرفهاى پراكنده را جمع كنند ناتوانند . كتابى كه مىخواهد در طول پانزده سال تدريس شود ، آن هم تدريس مداوم هر روز ، معلوم است كه جمع كردن گوشه و كنار همهء حرفها كار بسيار مشكلى است .